تبليغاتX
michael jackson the king of pop
 گشت و گذارهاي مايكل در توكيو

 

June 02, 2006 | جمعه ۱۲ خرداد ۱۳۸۵

مايكل و فرزندانش در ساعت 8 شب هتلشان را به مقصد فروشگاه Blister در Shibuya ترك كردند. آنها مدت نيم ساعت را در فروشگاه گذراندند و مقداري اسباب بازي نيز خريداري كردند. طرفداراني كه در اطراف فروشگاه تجمع كرده بودند، ميتوانستند مايكل را در داخل فروشگاه در حال شمشير بازي با پسرش، پرينس، ببينند.

مايكل در حال خروج از فروشگاه، يك شمشير نوري فيلم جنگ ستارگان را در دست داشت و مرتب آن را خاموش و روشن ميكرد. او همچنين با يك دوربين فيلمبرداري از طرفدارانش فيلم ميگرفت.

مايكل پيش از اين نيز از ديزنيلند توكيو ديدن كرده و در ميان جاذبه هاي آن محل، از Pooh's Honey Hunt, Peter Pan's Flight و Pirates of Carribian نيز لذت برده بود.

|+| نوشته شده توسط pezhman safarian در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385  |
 

June 01, 2006 | پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۵

حضور غافلگير كننده ي مايكل در SmapSmap

مايكل شب گذشته با حضور غير منتظره ي خود در صحنه ي ضبط شوي تلويزيوني Smap Smap، اعضاي گروه موسيقي پاپ ژاپني را غافلگير كرد.

مايكل در ميانه ي اجراي گروه smap، بر روي صحنه ظاهر شد و پنج ستاره ي اين گروه را متحير ساخت.

smap.jpg

Nakai Masahiro، رهبر 33 ساله ي گروه دهانش از تعجب باز مانده بود، و Katori Shingo ديگر عضو 29 ساله ي گروه، با ديدن چهره ي متحير Nama Maikeru از خنده نقش بر زمين شده بود.

اعضاي اين گروه پس از اينكه هوش خود را بازيافتند، با مايكل سلام و احوالپرسي كردند و مايك به مدت ده دقيقه با آنها خوش و بش كرد و اجراي آنها را مورد تقدير قرار داد. (البته در مقام يك مهمان، مجبوريد اين تعارفات را هم داشته باشيد)

حضور مايكل در اين شوي تلويزيوني، در برنامه اي كه روز 5 جوئن پخش ميشود، گنجانده خواهد شد.

ميتوانيد فيلم مربوط به اين ديدار را در اينجا مشاهده نماييد

|+| نوشته شده توسط pezhman safarian در جمعه دوازدهم خرداد 1385  |
 

June 01, 2006

قسمتهايي از مصاحبه ي لري كينگ با اليزابت تيلور

لري كينگ: دوستي تو با مايكل از كجا شروع شد؟

اليزابت تيلور: من به كنسرتش رفتم. توي يك استاديوم بود. ولي نتونستم چيزي ببينم. 30 نفر رو همراهم برده بودم. ولي حتي نتونستيم چيزي بشنويم. پس به خونه رفتيم بلكه از تلويزيون تماشا كنيم. و مايكل شنيده بود كه من نيومده رفته بودم. روز بعدش به من زنگ زد و انگار داشت اشكش در ميومد چون شنيده بود كه من اونجا رو با عصبانيت ترك كرده بودم. اما من اين كار رو نكرده بودم، فقط نميتونستم چيزي ببينم.

و بعد سه ساعت تلفني با هم حرف زديم. و از اون به بعد بيشتر و بيشتر با هم صحبت ميكرديم. بعد همديگه رو ملاقات كرديم. و وقت بيشتر و بيشتري رو با هم گذرونديم. و دوستاي واقعا خوبي واسه هم شديم. همه ي چيزهامون رو به همديگه ميگفتيم.

لري كينگ: چرا اينقدر دوستش داري؟


اليزابت تيلور: ما خيلي بهم شبيه هستيم.

لري كينگ: واقعا؟

اليزابت تيلور: بله. ما هردومون دوران كودكي وحشتناكي داشتيم. خوب، وقتي تو سن 9 سالگي شروع به كار ميكنين، اين ديگه كودكي نيست. اون از 3 سالگي شروع كرد. و اين قطعا دوران كودكي نيست.

لري كينگ: تازگي ها باهاش حرف زدي؟

اليزابت تيلور: بله. حرف زدم.

لري كينگ: حالش چطوره؟ كجاست؟

اليزابت تيلور: خيلي خوشحال بنظر ميرسه.

لري كينگ: كجاست؟

اليزابت تيلور: وقتي باهاش حرف زدم فكر ميكنم تو لندن بود.

لري كينگ: ولي اخيرا كه تو توكيو بود. بعدش رفته لندن.

اليزابت تيلور: بله.

لري كينگ: ولي تو بحرين زندگي ميكنه؟

اليزابت تيلور: درسته.

لري كينگ: نظرت راجع به اتهاماتش چي بود؟

اليزابت تيلور: هيچوقت تو زندگيم تا اين حد از چيزي عصباني نشده بودم.

لري كينگ: اما اليزابت، معذرت ميخوام، خانوم اليزابت، فكر نميكني كه واسه مردم عجيبه كه يه مردي كه تو چهل سالگيشه، شب رو با بچه ها بگذرونه؟ منظورم فقط ظاهر قضيه است.

اليزابت تيلور: خيلي خوب. من جوابتو ميدم. چون خودم هم اونجا بودم. وقتي برادر زاده ها و خواهر زاده هاش اونجا بودن، و ما همگي توي تخت بوديم و داشتيم كارتون تماشا ميكرديم. هيچ چيز غير عادي اي نبود. ما مثل بچه ها ميخنديديم. هيچ چيز بدي نبود.

لري كينگ: پس تو فكر ميكني كه اونها ميخواستن يه جوري مايكل رو بدام بندازن؟

اليزابت تيلور: بله اينطور فكر ميكنم. بنظر من پاپاراتزي اين ماجرا رو شروع كرد. پاپاراتزي نه، مطبوعات.

لري كينگ: آيا فكر ميكني دوباره كارش رو شروع كنه؟

اليزابت تيلور: فكر نميكنم. مگر در اروپا.

لري كينگ: فكر نميكني ديگه واسه زندگي به ايالات متحده بياد؟

اليزابت تيلور: خوب، آخه واسه چي همچين كاري بكنه؟ اينجا باهاش مثل آشغال رفتار كردن.

|+| نوشته شده توسط pezhman safarian در جمعه دوازدهم خرداد 1385  |
 

May 31, 2006

ليز تيلور شايعه ي ابتلا به آلزايمر را رد كرد

راجر فريدمن:

شب گذشته، اليزابت تيلور، ستاره ي مشهور سينما، در مصاحبه ي زنده اي با لري كينگ كه از شبكه ي CNN پخش ميشد، حاضر شد.

ليز در اين مصاحبه گفت كه آلزايمر ندارد اما نمي تواند برخي از خاطراتش را به ياد بياورد.

”دست بردار. واقعا اينطور بنظر مياد كه آلزايمر گرفتم يا دارم ميميرم؟ روزنامه هاي زرد اينجور چيزها رو مينويسن فقط به خاطر اينكه چيز ديگه اي ندارن بنويسن.“

اما لري كينگ نيز فراموش كرد كه علت سكوت وي در مدت پنج ماه محاكمه ي مايكل در سال گذشته را جويا شود.

جواهر 637 هزار دلاري كه مايكل به پاس تشكر از حضور اليزابت در مصاحبه ي سال 2003 (در پاسخ به مصاحبه ي جنجالي مارتين بشير) به وي هديه داده بود نيز يكي ديگر از سوالات فراموش شده ي لري كينگ بود.

ليز از مايكل خواسته بود به خاطر حضورش در اين مصاحبه، به او گردن بندي هديه كند. بنا بر ادعاهاي مارك شافل، شريك تجاري سابق مايكل، وي در آن زمان نقدينگي لازم براي خريد اين جواهر را نداشته و بنابراين براي خريد هديه اي براي دوستش ليز، مبلغي را به عنوان قرض، از مارك شافل دريافت كرده بود.

از ديگر موضوعاتي كه شب گذشته در اين مصاحبه بحث نشد، غيبت مايكل در مراسم جشن تولد ليز در 27 فوريه سال 2003 در هتل Bel Air بود. در آن زمان گفته ميشد كه روابط مايكل و ليز تا حدودي متلاطم شده است. ليز از مايكل درخواست هديه كرده و مايكل نيز در عوض او را به نورلند دعوت كرده بود. اما وقتي كه ليز پس از طي يك مسافت سه ساعته از بورلي هيلز به نورلند رسيد، خبري از مايكل نبود. يك خاطره ي بد براي ليز كه شايد آن را نيز مانند برخي ديگر از خاطراتش فراموش كرده باشد.

|+| نوشته شده توسط pezhman safarian در جمعه دوازدهم خرداد 1385  |
 

May 28, 2006 | یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۸۵

بازديد مايكل از يك مركز بهزيستي در توكيو

يك روز پس از دريافت جايزه ي افسانه اي، مايكل به همراه فرزندانش، پرينس و پاريس، از يك مركز بهزيستي در شهر توكيو ديدن كرد.

mjintokyo1_280506.jpg

مايكل فرزندش پاریس را در آغوش ميگيرد

مايكل موقع ورود به سالن ورزش اين مركز بهزيستي، با تعداد زيادي از طرفدارانش روبرو گشت.
او رو به سمت طرفدارانش فرياد زد: ”دوستتان دارم.“ و بعد پس از گفتگويي كوتاه با مترجمش گفت: ”Aishiteru!“

mjintokyo.jpg
در داخل خانه ي كودك Seibi Gakuen، مايكل با 160 كودك 2 تا 18 ساله ي بي سرپرست و همچنين تعداي از راهبه هايي كه مسئول نگهداري از آنها بودند، ديدار كرد.
mjintokyo2_280506.jpg
او پس از تماشاي يك اجراي سنتي 15 دقيقه اي توسط كودكان اين مركز بهزيستي كه كيمونو بر تن داشتند، بر روي صحنه رفت تا براي آنان سخنراني كند. او رو به سوي كودكان گفت:
“من از بودن در اينجا بسيار خوشحالم. خوشحالم كه با شما مردم دوست داشتني هستم.“
پس از آن به ميان بچه ها رفت تا با آنها كه مدام نام او را صدا ميزدند و آستين كت او را رها نميكردند، دست بدهد و كاغذهايشان را امضا كند.
mjintokyo3_280506.jpg
Eiho Omori، پسر 13 ساله گفت: ”او بسيار قد بلند و بسيار خوش قيافه است. من آهنگهايش را بلد نيستم اما رقصش را از تلويزيون ديده ام.“
مربيان اين مركز بهزيستي گفتند كه از شنيدن خبر آمدن مايكل به خانه ي كودكشان شگفت زده شده بودند.
mjintokyo4_280506.jpg
”هيچ كس باور نميكرد كه قرار است يك ستاره ي بزرگ بين المللي براي ديدن ما به اينجا بيايد.“ اين را خانم Kiyoko Mito، مدير مركز بهزيستي ميگويد.
”بچه ها تازه وقتي اين خبر را از تلويزيون شنيدند، حرفم را باور كردند.“ 

مايکل در ژاپن تحت تاثير طرفدارانش قرار گرفت

مايكل در اولين حضورش در بين عموم پس از پيروزی در دادگاه، در برابر خيل عظيم طرفدارانش تحت تاثير قرار گرفت. او که برای دريافت جايزه افسانه اي به اين مراسم دعوت شده بود، پس از خارج شدن از ليموزينش به سوی طرفداران علامت صلح را نشان داد.
او که عينک آفتابی نارنجی رنگ به چشم و کت سياهی به تن داشت، در هنگام قدم گذاشتن بر روي صحنه، مختصرا خونسردی خود را از دست داد.
0004.jpg
اما چندی بعد ستاره ي بزرگ 47 ساله از طرفدارانش در ژاپن، کشوری که در آن بيش از 100 ميليون نسخه آلبوم فروخته است، تشکر کرد.
وی در حال گرفتن جايزه اش گفت: "به ويژه خوشحالم که مجددا در ژاپن هستم و بسيار خوشحالم که امشب در ميان مردم ژاپنی هستم. من آنها را خيلی دوست دارم، خيلی."
award1_270506japan
آقای جکسون پيش از اين نيز در چند مورد از بحرين خارج شده بود، که از آن جمله حضور در انگلستان برای مشاهده ي برنامه ي موزيکالی بود، که توسط دوستش التون جان تهيه شده بود، اما در ميان همه ي آنها، حضور وی در ژاپن پر رنگترين حضورش بوده است.
طرفداران ژاپنی مايکل گفتند که شايعات بر ضد وی، بر نظر آنها تاثير منفی نمی گذارد.
Hideki Endo چهل و سه ساله که چتر به دست در خارج از استاديوم محله Harajuku ايستاده بود گفت: "من باور دارم که مايکل بی گناه است و هيچ کار اشتباهی انجام نداده است. می خواهم که او از زير اين فشار خارج شود تا بتواند بار ديگر به اجرای موسيقی بپردازد."
دوست سی و پنج ساله ي او Hideki Ani نيز گفت که بليط خريده است تا در کنار فرش قرمز به انتظار مايکل بايستد. اين بليط در يک حراج اينترنتی چهل هزار ين (350 دلار) برايش تمام شده است.
طرفداران در باران به انتظار مايكل ايستاده اند
Ani گفت: "معلومه، ما بيشتر از هر هنرمند ديگری، برای ديدن مايکل به اينجا آمده ايم. من تنها عالی بودن موسيقی او و قدرت وی را در رقص ستايش می کنم. اصلا برايم مهم نيست که رسانه ها چه در باره ي دادگاه او يا عمل های زيبايی می گويند."
بسياری از طرفداران در پی اعلام ناگهانی حضور وی در روز قبل، بدون تهيه ي بليط به اين مراسم آمده بودند. يکی از آنها Takako Kataoka سی و پنج ساله که يک ژاکت تور Thriller سال 1984 مايكل را به تن داشت، گفت: "طرفداران بسياری كه امروز به اينجا آمده اند، از پير گرفته تا جوان، از طريق يكديگر و با استفاده از اينترنت از آمدن مايكل باخبر شده اند. هر چند ممکن است مايكل کمی برای تور جهانی سنش بالا باشد، اما اميدوارم که دوباره برنامه اجرا کند، و همينطور برای امور خيريه."
برنامه ريزان وی می گويند که او در چند کشور آسيايی ديگر نيز حضور خواهد داشت و با سران تجارتی ديدار می کند. او همچنين از چند مركز بهزيستي ديدن خواهد كرد.
0003.jpg
 

Source: AFP
|+| نوشته شده توسط pezhman safarian در جمعه دوازدهم خرداد 1385  |
 
 
بالا